تبليغاتX
هنر هفتم

مساله فيلم هاي كپي و قاچاق دست فروش هاي كنار خيابان ديگر مساله اي قديمي و تكراري شده. فيلم هايي كه روي پرده مي روند و هنوز فروش نكرده به قيمت يك مجله فيلم در كنار خيابان فروخته مي شوند.

  

نمي خواهم از مشكلات سنتوري بگويم. از اين كه چه شد كه اكران نشد و چه مسئولين كوته فكر و بي سواد و بي مسئوليتي توقيفش كردند و چه وزير فرهنگ و ارشاد بي فرهنگي داشتيم و چه دست هاي پشت پرده اي دست به دست هم دادند تا فيلم به روي اينترنت برود و از هفته قبل كنار خيابان ببينيمش ... نمي گويم كه حتم دارم از من بهتر مي دانيد و گوشتان از اين حرفها پر شده است.

خود من از اين فيلم هاي كپي و قاچاق آن قدر خريده ام كه شمارش از دستم در رفته ولي سنتوري با بقيه فرق مي كند. سنتوري فيلمي است كه اكران نشده به بازار آمد. سنتوري فيلمي بود كه اگر اجازه اكران مي يافت مي توانست علاوه بر آن كه فروش خوبي داشته باشد هم مخاطب عام را راضي گرداند و هم مخاطب خاص را. آن هم بدون استفاده از مانكن هاي بازيگر نما و بدون استفاده از جذابيت هاي زنانه بازيگران جوان. و اين محقق نمي شد مگر با به كار بستن زيركي هايي كه تنها كارگردان هاي با تجربه و باهوشي چون داريوش مهرجويي از پس آن بر مي آيند. سنتوري فيلم روشنفكرانه اي بود كه در قالب بحث بر انگيز و جنجالي و ملموس اعتياد دو كلام پيام جنجالي ترش كه دوري از تند روي هاي مذهبي با نام مذهب بود را با زبان ساده مردم كوچه و بازار بيان كرد.

ولي افسوس كه مسئولين كوتاه فكر ما نمي دانستند و نمي دانند كه بدآموزي هاي سنتوري حتي يك صدم بدآموزي هاي فيلمي مثل كلاهي براي باران هم نيست. فيلم هايي كه با عنوان فيلم طنز خانوادگي بدون هيچ مشكلي مجوز اكران مي گيرند و افراد كوچك و بزرگ خانواده ساعت هايي را با آنها مي گذرند و اغلب لذت هم مي برند. غافل از اين كه با اين كار تيشه ها بر ريشه اعتقادات فرهنگي و مذهبي خود مي زنند. به خدا قسم اگر اين اتفاق براي فيلم هايي مثل كلاغ پر ، شام عروسي ، اگه ميتوني منو بگير ، شاخه گلي براي عروس ، سرود تولد ، عاشق ، قلقلك ، تله ، سوغات فرنگ و ... رخ مي داد اصلا ناراحت نمي شدم.

اگر فيلم هاي مجيدي و كيارستمي و مهرجويي و حاتمي كيا و بيضايي و تقوايي و بني اعتماد و سينايي و ... را از سينماي ايران حذف كنيم اين سينما چه خواهد شد جز يك سينماي مبتذل و غرب زده و بي محتوا؟ چرا چنين هنرمندان با ارزشي نمي توانند بدون دغدغه آن چه در دل دارند را بيان كنند؟ مگر امام ما نگفت ما با سينما مخالف نيستيم ، با فحشا مخالفيم؟ جناب آقاي صفار هرندي سنتوري بيشتر مروج فحشاست يا شام عروسي؟ هان؟ معلوم است كه نمي دانيد. چرا كه مغزتان پر شده از كليشه هايي كه اگر هم در يك برهه زماني به كار مي آمدند اكنون ديگر تاريخ انقضايشان به سر رسيده و مثل خودتان و بيشتر همكارانتان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي سنگواره شده اند!

نكند آقاياني كه امروز براي مرحوم رسول ملاقلي پور گراميداشت و بزرگداشت برگزار مي كنند فراموش كرده اند كه روزي آن قدر تحت فشارش قرار دادند و اذيتش كردند كه باعث شدند رسما از سينماي جنگ خداحافظي كند؟

نكند فراموش كرده اند كه مخملباف ديگر براي هميشه از سينماي ايران رفته است تا مشكلات مردم افغانستان را به مشكلات مردم كشورش ترجيح دهد؟

نكند

دوست من هنر دوست خائن به هنری نباش كه به جاي آن كه عمل كند و خود هم قدمي بردارد تنها حرف مي زند و شعار مي دهد.

اگر خواهان اعتلاي سينماي كشورت هستي، اگر خالق گاو را خالق يكي از دو شاهكار سينمايي قبل از انقلاب مي داني، اگر علي نصيريان را با آقاي هالو شناختي و گلشیفته فراهانی را با درخت گلابی، اگر هنوز زندگي كابوس گونه هامون را به خاطر داري ، اگر صفا و ساده دلي و انسانيت آدم هاي مهمان مامان مهر و محبت ايراني را به تو يادآوري مي كند ، اگر علي سنتوري را ديده اي ، به نشانه سپاس از استاد گران قدر داريوش مهرجويي هزينه تماشاي فيلم را بپرداز. نه به واسطه هاي كنار خيابان. بلكه به حسابي كه خود داريوش مهرجويي به عنوان تهيه كننده اين فيلم معرفي كرده است.

شماره حساب ۰۱۱۶۴۰۷۷۹۵ به حساب فرامرز فرازمند و داريوش مهرجويي ، بانک تجارت ، چهار راه پارک ، کد ۰۳۲

اين عمل به منزله نيازمندي تهيه کنندگان اين اثر تلقي نمي شود. واريز هزينه تماشاي سنتوري به اين شماره حساب حرکتي نمادين از سوي من و تو در جهت مبارزه با جهل و تند روي برخي از مسوولين است. درآمد احتمالي اين عمل نيز به گفته خود داريوش مهرجويي صرف امور خيريه خواهد شد. و فراموش نكن كه مديون خواهي بود به داريوش مهرجويي و سينماي ايران و ملت ايران اگر فیلم را ببینی و هزينه تماشاي فيلم را پرداخت نكني.

+ نوشته شده توسط امین در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 15:30 |

آتالوناژ: به اصلاح رنگ و فیلم درمرحله ی پایانی تدوین می گویند که درآن نور ورنگ تصاویر به گونه ای همسان اصلاح میشوند.

آداپته : اقتباس از آثار دیگران و یا از عرصه های دیگری هنری در سینما را گویند. متاسفانه اقتباس و یا آداپته درسینمای ایران به شکلی بسیار غیرحرفه ای صورت می گیرد. مانند فیلم « شوخی» که میشود گفت سرقت است تا اقتباس . این فیلم ازروی «قهرمان» ساخته ی « استیون فریزر» با بازی درخشان « داستین هافمن» ساخته شده است.

آرک: نوری قوی و سفید رنگ که درصحنه های وسیع مورد استفاده قرار می گیرد.

آنونس : فیلم کوتاهی که برای تبلیغ و معرفی یک فیلم تهیه می شود.

آیریس: آیریس یا دیافراگم، قطعه ای تعبیه شده در دوربین فیلمبرداری و عکاسی است که ساختمانی چون عنیبیه چشم دارد و میزان نوردهی به نگاتیو را کنترل می کند.

آپرای صابونی: درآغاز به سریالهای کم ارزش تلویزیونی گفته می شد که به صورت مداوم پخش می شد و بعد ها این اصطلاح به سینما نیز راه یافت. علت استفاده ازاین اصطلاح این بود که مخاطبهای این نوع ، زنانی بودند که حین کار درآشپزخانه آنها را می دیدند و تبلیغ کالاهای شوینده دراین گونه فیلمها رایج بود. سریال «دوستان» چندین سال است که در تلویزیون آمریکا پخش می شود، ازاین گونه فیلمهاست.

اپیزود: هرقسمت ازیک فیلم کوتاه چند قسمتی کامل که بادرون مایه یا مضمونی به دیگر قسمتها متصل می شود، هرچند هر قسمت داستان متفاوتی داشته باشد. مثل فیلم «یازده سپتامبر» که توسط یازده فیلمساز ازجمله سمیرا مخملباف ساخته شد و یا فیلم اپیزودیک « کابوس » ساخته ی برادران « تاویانی» و يا فیلم « بلیت » که کیارستمی به همراه دو کارگردان دیگر سازنده ی یک قسمت آن هستند.

اسپلایس: چسباندن انتهای دو قاب ( فریم ) درمرحله ی تدوین به نحوی که یک نوار ممتد تشکیل دهند، اسپلایس نامیده می شود.

اسپلایسر: دستگاهی است که هنگام تدوین برای چسباندن قطعه های فیلم به یکدیگر به کار می رود.

استودیو: فضایی است بسته که شبیه مکانهای فیلم بازسازی می شود.

اسکار: مراسم جایزه ی اسکار یا جایزه ی آکادمی فیلم آمریکا، اولین و مهمترین جشنواره سینمایی جهان است . اسکاراز سال 1929 رسما آغاز به کارکرده است. دراین مراسم که هرساله در منطقه ی بورلی هیلز آمریکا برگزار می شود، توسط اعضای فراوان اسکار، در شاخه های بازیگری، کارگردانی ، فیلم نامه نویسی، فیلمبرداری، تدوین ، طراحی صحنه، موسیقی و... افرادی برگزیده می شوند و تندیس طلایی 30 سانتی اسکار به آنها اهدا می گردد. این مراسم منظم ترین جشنواره ی فیلم درجهان است و بعد از هر مراسم اسکار، الگوی تولید و پرکاران سال بعد مشخص می شود.

اسلپ استیک: اسلپک استیک به نوعی از فیلمهای صامت کمدی گفته می شود که عنصر تحرک و بزن و بکوب در آنها چشمگیر است. بنیانگذار این نوع کمدی، « مک سنت» آمریکایی است. این نوع در سالهای 1910 تا 1920 رواج داشت اما به تدریج افول کرد. فیلمهای آن دوره « هارولد لوید» و « لورل وهاردی» ازجمله ی این کمدی ها است.

اکسپرسیونیسم: نهضتی ادبی هنری است که درفاصله ی سالهای 1903 تا 1933 در آلمان به وجود آمد. ویژگی های این نهضت نگریستن به جهان از دریچه ی عواطف و احساسات است . درآثار اکسپرسیونیستی ، واقعیت به همان شکل که به نظر هنرمند می رسد، بیان می شود.

اکشن: حرکت و رفتار بازیگران نسبت به همدیگر ومحیط را که بیانگر یک کنش است می گویند . اکشن به دستور شروع به حرکت بازیگر از جانب کارگردان هم گفته می شود.

انیمیشن: انیمیشن به نقاشی متحرک گفته می شود. امروزه غالبا مراد از این اصطلاح، فیلمهای مرسوم به کارتون و یا فیلمهایی است که ترکیبی ازنقاشی متحرک وفیلم به معنی مصطلح آن است. گفتنی است فیلمهای کارتونی در واقع نقاشی های بی جان فراوانی هستند که در فرایند فیلمبرداری تک فریم جان می گیرند. درشرایط کنونی و درحالی که فناوری پیشرفت گسترده ای یافته است، انیمیشن سازی دشواری گذشته را ندارد و اینک با استفاده از رایانه، آسان تر انجام می پذیرد. شرکت « والت دیزنی» مشهورترین تولید کننده ی فیلمهای انیمیشنی است و معروف ترین شخصیتهای « دیزنی» ، تام وجری ، میکی ماوس ، دانلدک و گوفی است. ازفیلمهای مشهور اخیر انیمیشنی می توان به «شیرشاه»، « شرک» و « درجستجوی نیمو» اشاره کرد.

ایستمن کالر: نوعی نسخه ی منفی فیلم رنگی است که پس از تکنی کالر و برای رفع نقایص آن ابداع شد. در تکنیک تکنی کالر به علت استفاده ازسه نوار فیلم، دوربینی سنگین تر و بزرگتر ازدوربینهای عادی لازم بود اما فیلم رنگی ایستمن کالر در دروبینهای عادی قابل استفاده بود. همچنین سهولت کار و ارزانی و امکان چاپ درتمامی لابراتورهای چاپ رنگی ازدیگر مزایای ایستمن کالر است.

بازیگر: بازیگر فردی است که برای ایفای نقش خاصی درفیلم انتخاب می شود بازیگر از زمانی  وارد سینما شد که سینما از مرحله ی فیلم های ساده و مستند که بیشتر افراد عادی در مقابل دوربین کارهای روزمره ی خود را انجام می دادند، به مرحله روایتگری ارتقا یافت. بازیگر ابتدا به مفهوم کلی به کار می رفت، یعنی بازیگر می توانست درتئاتر و نیز سینما ایفای نقش کند. چنان که در ابتدای ورود مقوله ی بازیگری به سینما، این بازیگران تئاتر بودند که از تحریم اولیه ی خود به درآمدند و حاضر شدند درسینما بازی کنند، اما با بلوغ سینما، این سینما بود که بازیگران تئاتر را پس زد چرا که بازی در سینما با بازی در تئاتر کاملا فرق دارد. بازی و بازیگر درتئاتر ویژگی هایی از قبیل اغراق در حرکت و بازی ، تداوم بازی یا در یک زمان ارائه شدن بازی و کار روی صدا دارد. درحالی که بازی در سینما، غیرتداومی است و درحرکت و ادا و رفتارها اغراق آمیز نیست. بدین شکل بود که سینما برای خود بازیگرانی تربیت کرد و به این منظور مدرسه بازیگری« اکتورزاستودیو» درسال 1947 با مدیریت « ایلیا کازان » و « چریل کرافورد» درنیویورک تاسیس شد. بازیگرانی چون « مارلون براندو » « جیمز دین » و « آنتونی کویین» ازجمله پرورش یافتگان این مدرسه بودند.

بازی گردان: شخصی است که به انتخاب کارگردان ، مسئول کار با بازیگران است؛ به گونه ای که آنها بتوانند شخصیتها را تحلیل ، گفتگوها را حاضر و میزانسن را درکارخود اعمال کنند. بازی گردان معمولا خود بازیگری حرفه ای و مجرب است.

بدل کار: فردی چابک و ماهر و هنرور که در صحنه های خطرناک پرش، انفجار ، تصادف و.... به جای بازیگر حرفه ای ایفای نقش می کند.

بده – بستان: عبارت است ازتاثیر گذاری یا تاثیر پذیری دوبازیگر از بازی یکدیگر که به آن پاس کاری هم می گویند.

برداشت: به فیلمبرداری از یک صحنه ، برداشت می گویند. برداشت ممکن است بارها تکرار شود . برداشت می تواند نمایی چند ثانیه ای یا چند دقیقه ای باشد. برداشت ممکن است در نسخه ی نهایی فیلم به کار نرود.

برداشت روزانه : برداشت روزانه ، در واقع حجم فیلمبرداری از صحنه هایی است که طبق برنامه باید گرفته شود. برداشت روزانه کاملا متغیر است و بستگی به نوع فیلم دارد. اما در بین فیلم سازان حرفه ای واقعی ، استاندارد برداشت ، دو دقیقه در روز است.

برداشت طولانی: نمای طولانی یا سکانسی که بدون قطع در یک برداشت گرفته شود، با این ذهنیت که اولین برداشت ، آخرین آن است.

برداشت مجدد: فیلمبرداری مجدد از صحنه ای که مورد قبول کارگردان واقع نشده است. ممکن است به خاطر ایراد در بازی، گفتگو ، نور ، صدا و ورود غیر منتظره ی افراد به کادر و یا هر ایراد غیر قابل پیش بینی دیگر ، برداشت مجدد صورت می گیرد.

برش ( قطع یا کات): قطع صحنه یا نما، اصطلاحی است تدوینی ( مونتاژی ) که معرف اندازه سازی نما به لحاظ زمانی، مکانی وحرکتی آن است. قطع نما در مراحل مختلف تدوین بسیار متغییر است.

بک گراند: صداها ، اجسام و مناظری را که درعمق تصویردیده یا شنیده می شوند بک گراند می گویند.

بلو آپ : بزرگ نمایی یا بزرگ کردن تصویر که درفرهنگ فیلمسازی به تغییر قطع فیلم ها گفته می شود؛ مثل اینکه فیلم 16 میلی متری را به 35 متری تبدیل کنیم یا ازفیلمهای دیجیتالی نسخه 35 تهیه کنیم.

بوم: بوم میله ی قابل انعطافی است که میکروفون را برسرآن نصب می کنند وبرای صدابرداری به کار می رود. کاربرد آن بیشتر کمکی و نزدیک ساختن میکروفون به کاراکترهای درحال گفتگو با منابع صدایی مختلف است.

پانا ویژن: نوعی روش فیلمبرداری برای نمایش بر روی پرده ی عریض است که برروی فیلم نگاتیو 70 میلیمتری انجام می شود. سپس این نگاتیو یا روی فیلم پوزتیو 70 میلیمتری نمایش داده می شود یا از طریق عدسی آنا مورفیک روی فیلم 35 میلیمتری چاپ می گردد. در نهایت فیلم 35 میلیمتری به وسیله ی عدسی دیگری منبسط و روی پرده ی نمایش تابانده می شود.

پخش : کار دفاتر و شرکتهایی است که بعد از تولید فیلم، آن را طی قراردادی زمان مند در اختیار مراکز نمایشی به ویژه سینما قرار می دهند. دفاتر پخش در واقع رابط بین تهیه کننده و سینما داران هستند و درقبال درصدی از فروش، کار پخش را انجام می دهند. البته در کشورهای دارای سینمای صنعتی مانند آمریکا، بازاریابی جهانی نیز جز وظایف مهم شرکتهای پخش فیلم است که درایران این امر کمتر اتفاق می افتد و آن هم به واسطه ی شرکتهای خارجی انجام می پذیرد . پخش یک فیلم ممکن است چندین بار اتفاق بیفتد اما مهم پخش اول فیلم است که تعیین کننده ی وضعیت اقتصادی فیلم است. گفتنی است اخیرا پخش و بازاریابی اینترنتی، ازفیلم «جادوگربلر» به بعد باب شده که به عنوان مطمئن ترین روش پخش اینک کاربرد همگانی یافته است.

پرده: دیوار سفید یا هر آویز دیگری را که فیلم بر روی آن به نمایش در می آید می گویند. پرده ی سینما مانند خود سینما همواره در جهت بهبود کیفیت حرکت کرده است. پرده های امروزی، حساس و مشبک اند و نورهای اضافی و اذیت کننده را ازخود عبور می دهند و تصویر را شفاف تر از گذشته به معرض نمایش می گذارند.

پرده ی عریض: پرده عریض به ابعاد تصویری گفته می شودکه در مقایسه با استاندارد تصویر 35 میلیمتری که 33/1 به1 می باشد ( اگرطول تصویر33/1 مترباشد عرض آن 1 متر خواهد بود) دارای استاندارد آمریکایی 85/1 به 1 است.

پلان: از لحظه ی روشن شدن دوربین فیلمبرداری تا لحظه ای که کارگردان کات می دهد، یک پلان شکل می گیرد. پلان گاهی در برداشتی بسیار بلند انجام می گیرد که به آن پلان سکانس گفته می شود. در آثار میکلوش یانچو ، کارگردان مجاری ، چنین نماهایی فراوان دیده می شود.

پل صورتی: وقتی در پایان ، یک صحنه یا آغاز آن، صدای صحنه ی بعد یا قبل روی تصاویر شنیده شود، به آن پل صورتی گویند.

پن: حرکت دوربین بر محو ر ثابت به سمت راست و چپ مانند آدمی که ثابت ایستاده و با گردش سرحول محور گردن، به سمت راست یا چپ نگاه می کند. این نگاه ممکن است نرم و آرام یا تند و سریع باشد.

پن شلاقی: چرخش سریع دوربین ازنقطه ای به نقطه ی دیگر که دراثر آن تصویر ناواضحی از صحنه یا صحنه ها به چشم تماشاگر می آید. این تمهید معمولا برای نقطه گذاری در فیلمهای خاصی به کار می رود.

پوزتیو: نسخه ای از فیلم 35 میلیمتری که درلابراتور از روی نگاتیو تهیه می شود و تصویر واقعی از سوژه است.

پوشش: پوششی که برای در معرض دید قرار نگرفتن بخشی از صحنه یا دیده شدن بخش خاصی از صحنه در دوربینهای غیر دیجیتالی تعبیه می شود؛ مانند نمای نقطه نظر بازیگری که با دوربین به جایی نگاه می کند. این تمهیدات اکنون در دوربینهای دیجیتالی تعبیه شده است.

 

+ نوشته شده توسط امین در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت 12:28 |

خانه سبز سریالی تلویزیونی است که در سال 1375 ساخته شده است و مدتی است که تکرار آن از شبکه دوم سیما پخش می شود.

مسلما سریالی که متعلق به 11 سال پیش است می تواند از بسیاری جهات محصول ضعیفی باشد و خانه سبز نیز از این قاعده مستثنی نیست. تیتراژ، نور پردازی، طراحی صحنه و ... در این اثر برای پخش در سال 1386 چندان جالب به نظر نمی آیند ولی این سریال نکات مثبت دیگری دارد که به آن قابلیت پخش از تلویزیون را می دهد.  زوج بیژن بیرنگ و مسعود رسام تا کنون آثار با ارزشی را از خود بر جای گذاشته اند و این بار نیز اثری را عرضه کرده اند که می تواند پس از 11 سال برای نمایش جذابیت داشته باشد.

خانه سبز یک سریال آپارتمانی است که روایتگر زندگی روزمره یک خاندان با اصالت ایرانی می باشد. یک خاندان سنتی که در مسیر زندگی مدرن و نوین قرار گرفته و توانسته است با حفظ ارزش هایش خود را با شرایط جدید وفق دهد.

متاسفانه اکنون بیشتر سریالهای تلویزیونی ، زندگی افرادی را نشان می دهند که نتوانسته اند با زندگی جدید کنار بیایند و یا بدون هیچ ضابطه ای مدرن (modern=new and different) شده اند و در نتیجه به انحرافات اخلاقی کوچک و بزرگ دچار شده اند و یا زندگی خود را با فرهنگ سنتی در جامعه مدرن ادامه داده اند و نا خودآگاه باز هم به انحرافات اخلاقی کوچک و بزرگ دچار شده اند.

در این میان کمتر می توان زندگی های شیرین را یافت. زندگی هایی که در آن جنگ و دعوای زن و شوهر، دروغ ، ریاکاری ، بی احترامی به یکدیگر و ... وجود نداشته باشد. این در حالی است که اساس زندگی ساکنین خانه سبز بر شیرین بودن بنا شده است . در هر قسمت مشکل یا اختلافی میان اعضای این آپارتمان ایجاد می شود و یا ساکنین در زندگی خود در جامعه مدرن دچار مشکلی می شوند ولی تا پایان همان قسمت مشکل به وجود آمده را مرتفع می سازند و دوباره زندگی شیرین می شود. در واقع کارگردان و نویسنده به همراه دیگر عوامل سازنده این سریال توانسته اند با طراحی یک زندگی آپارتمانی به گونه ای که یاد آور همان محله های قدیمی پر از صفا و صمیمیت است و ریش سفید دارد و همه جهت پیشبرد امور یکدیگر را یاری می کنند، با شیوه ای جدید راه هایی را برای حل مشکلات مشابهی که برای بیننده این سریال اتفاق می افتد در قالب یک داستان جذاب با درون مایه ای آمیخته به طنز پیش پایش قرار دهند. نکته مثبت در این عمل این است که راه های حل این مشکلات قبل از به پایان رسیدن همان قسمت و قبل از این که مشکلات بتوانند تاثیر منفی خود را بر جای گذارند به بیننده عرضه می شود. چیزی که به ندرت در فیلم ها و سریالهای امروز دیده می شوند.

تلویزیون در ایران بیننده های بسیاری دارد و می تواند تاثیر زیادی بر مردم جامعه برجای گذارد . امیدواریم مسؤولین صدا وسیما با ساخت فیلم ها و سریالهای مشابه بتوانند گام های بزرگی در جهت پیشبرد اخلاق در جامعه بردارند.    

+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 15:44 |

«فیلمساز مختار است كه از هر سیستم میزانْ‌سنی كه می‌خواهد استفاده كند. وظیفه‌ی ماست كه كاركرد آن را در كل فیلم تجزیه و تحلیل كنیم؛ شأن نزول این میزانْ‌سن چه بوده،این میزانْ‌سن چگونه تغییر می‌كند یا بسط می‌یابد در ارتباط با فرم‌های روایی و غیر روایی چگونه عمل می‌كند.»

پیش از پیدایش صدا در سینما ، سهم مونتاژ در فیلم‌ها كه برای انتقال مفاهیم و روند داستانی فیلم به ناچار تنها بر تصاویر ـ یكی از دو عنصر اصلی سینما ـ استوار بود؛ و نما در انتقال اطلاعات به بیننده مهم‌ترین واحد فیلمیك به حساب می‌‌آمد. در این دوران كسانی چون ایزنشتاین ، پودفكین و كوله شوف ـ فرمالیست‌های روسی‌ـ با ابداع سبك مونتاژی و مورنائو، لانگ و روبرت وینه ـ اكسپرسیونیست‌های‌آلمانی ـ با تمهیدات بیانگرا به تواناییهای جدیدی در فرم فیلم و امكانات مونتاژ دست یافتند ، كه تا امروز نیز از اهمیت آن كاسته نشده است.

میزانسن در سینما به خصوص در مقابل سبك مونتاژی و اكسپرسیونیستی ـ كه واقع نمایی از اجزای سبكی آنان به شمار نمی‌آید ـ ، بسیار مورد توجه نظریه پردازانی كه عمدتاً بر واقع‌گرایی تاكید دارند، قرار گرفت. (درمورد واقع‌نمائی میزانْسنی و فیلمبرداری با وضوح عمیق ، نظریه‌پردازانی چون زیگفرید و  آندره بازن دارای نظریاتی می‌باشند كه در مطالعات سینمایی با اهمیت تلقی می‌شوند.)

با این حال نظریه‌های مونتاژی ومیزان‌ْسنی و كاربرد آن در سینما بحث ریشه‌داری ا‌ست ، كه امروزه نیز با گسترش مطالعات نظری آكادمیك كه با مقالات كریستین متز درباره نشانه‌شناسی سینما وارد مرحله‌ی تازه‌ای گردید و تا به امروزه كه سلطه نئوفرمالیست‌ها بر نظریه‌های فیلم فرا‌گیر شده است، مورد توجه و تحقیق فراونی قرار گرفته است.

در این رابطه ، به جز پرداختن به میزانْ‌سن؛ در آخر به تحلیلی كوتاه از سبك مونتاژی به سردمداری سرگئی ایزنشتاین و سبك میزانْ‌سنی به رهبری آندره بازن خواهیم پرداخت.

میزان‌ْسن
سینما از دو عنصرِ ادراكی دیداری و شنیداری یعنی تصویرو صدا تشكیل یافته است كه در فضا و زمان جاری است . بدین معنی‌كه فیلمی كه نمایش داده می‌شود، از طریق دو حس بینائی و شنوائی ادراك می‌گردد و هم‌چنین در مكانی به مدت زمانی مشخص به نمایش گذاشته می‌شود. اما ما به عنوان مخاطب با بسیاری از عوامل تشكیل ‌دهنده یك فیلم مستقیم در ارتباط نیستیم و بر ادراك ما از یك فیلم، و یا تحریك حسی از حواس ما دخیل نیستند ، مانند موادخام، ابزار كار و حتی روندی كه در پیوند میان نماها و حركت فریم‌ها در ادراك ما نسبت به فیلم رخ می‌دهد زیاد آگاه و دخیل نیستیم آنچه بر بیننده تاثیر مستقیم و پایدار ذهنی و روانی می‌گذارد ، در واقع همان‌ است كه بر پرده در برابر او پدیدار می‌‌گردد، یا بهتر است بگویم در یك قاب از فیلم رخ می‌دهد. آنچه برای ما به عنوان فیلم درك می‌شود ، مجموعه‌ای از عكس‌های ‌متحرك و صداهای گوناگون است. این تصاویر تركیبی از وسایل صحنه، بازیگران، نور و حركت است.این مجموعه عوامل را میزان‌ْسن می‌گویند.

« در اصل یك اصطلاح تئاتری و به معنای صحنه‌بندی است. معنای میزان‌ْسن از تئاتر فراتر رفت تا دلالت كند بر اعمالی در تولید فیلم كه به قاب بندی نماها سر و كار دارد. بدین ترتیب میزان‌ْسن دلالت دارد ؛ نخست بر صحنه‌آرائی، لباس و نورپردازی ؛ دوم بر حركات درون قاب. »

 سوزان هیوارد و بوردولو تامسون میزان‌ْسن را این گونه تعریف می‌كنند:

«در زبان فرانسه میزان‌ْسن یعنی به صحنه آوردن یك كنش، و اولین بار به كارگردانی نمایشنامه اطلاق شد. نظریه‌پردازان سینما كه این اصطلاح را به كارگردانی فیلم تعمیم داد‌ه‌اند آن را برای تاكید بر كنترل كارگردان بر آنچه در قا ب فیلم دیده می شود به كار می‌برند.»

 در تعاریف بالا از میزان‌سن دو نكته توجه ما را به خود جلب می‌كند، یكی صحنه‌بندی و به صحنه آوردن كنش و دیگری تاكید بر قاب فیلم به عنوان یك واحد فیلمیك. بدین گونه روشن است كه آنچه بر صحنه در درون یك قاب می‌گذرد، از عناصر با اهمیت میزانْ‌سنی به شمار می‌آیند.

«جنبه‌های میزان‌سنی به وسیله تغییر در نور، شكل، حركت و دیگر جنبه‌های تصویری توجه ما را جلب می‌كند.»

بدین ترتیب تصویر را می‌توان جنبه‌ی غالب و تنها واحد تاثیر گذار در میزان‌ْسن یك نما  به حساب آورد ، به این دلیل كه اجزای میزان‌ْسنی در یك تصویر نمود می‌یابد.

منبع ، تاریخ سینما

+ نوشته شده توسط امین در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 14:58 |

 

دیروز عصر فیلم سینمایی توبه نصوح ساخته محسن مخملباف در اقدامی کم نظیر از شبکه دوم تلویزیون پخش شد. 

مخملباف اوایل انقلاب فردی پاسدار و از طرفداران نظام جمهوری اسلامی بود. ولی به تدریج با توقیف فیلم های واقع گرایانه اش از نظام برید و فرزندانش را به مدرسه نفرستاد و از کشور خارج شد و ... و پیش رفت و پیش رفت تا به ساخت فلسفه و ج ن س ی ت رسید.

توبه نصوح اولین فیلم محسن مخملباف در سال ۶۲ ساخته شده است. مخملباف سالهاست که کشور را ترک کرده و در خارج از کشور فیلم می سازد. حالا دیگر نه تنها خود او بلکه فرزندانش نیز فیلمساز شده اند و جایزه می گیرند . متاسفانه مخملباف دیگر سالهاست که فیلمسازی در مورد مشکلات مردم افغانستان را به فیلمسازی در مورد مشکلات مردم کشور خودش ترجیح می دهد.

توبه نصوح فیلم خوبی است ولی در میان فیلم های زمان خودش. نمایش چنین فیلمی برای تلویزیون در سال ۸۶ ضعف بزرگی به حساب می آید. اگرچه تلویزیون ایران به چنین مسایلی توجه چندانی ندارد و تنها سیاست های خود را دنبال می کند. نکته تاسف آور این است که در تبلیغ این فیلم به جای آوردن نام محسن مخملباف از بازی فرج الله سلحشور صحبت به میان می آید که احتمالا متاثر از رابطه شکرآب مخملباف و نظام جمهوری اسلامی است. البته جای شکرش باقی است که نام کارگردان ار تیتراژ ابتدایی فیلم حذف نشده بود!

توبه نصوح فیلمی است به شدت مذهب گرا . در صورتی که آخرین فیلم مخملباف یعنی فلسفه و ج ن س ی ت تا جایی که می دانم ۱۸۰ درجه نسبت به این فیلم تفاوت دارد. در این میان یک سوال بزرگ مطرح است. چرا فردی مثل محسن مخملباف باید در طول دو دهه چنین تغییر عقیده ای داشته باشد؟ چرا؟

  

ترجیح میدهم بیشتر از این راجع به این موضوع سخنی به میان نیاورم. پاسخ با خود شما...

+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 و ساعت 13:20 |

امسال هم مثل سال هاى پيش شبكه هاى سيما چند ماه پيش از ماه مبارك رمضان كار خود را آغاز كردند. گرچه از نخستين روزهاى پس از عيد فطر سال گذشته بحث و نظرهاى خود را در همين باره كليد زدند.سابقه پخش سريال هاى ويژه ماه رمضان تقريباً به 2 دهه پيش باز مى گردد، سريال هايى كه به دليل تقارن ماه رمضان و عيد نوروز توليد و پخش شد. ميهمان (خسرو ملكان) و نيمه پنهان ماه (مجيد جعفرى) از جمله آثارى هستند كه حركت در اين مسير را پايه گذارى كرده و كارهايى مانند گمگشته (رامبد جوان) اين روند را تثبيت كرد. توليدكنندگان اين نوع آثار در ابتدا تلاش مى كردند با توجه روى مسائل دينى و مذهبى و اخلاقى داستان را بازگو كنند اما به تدريج مايه هاى كمدى و طنز به قصه ها اضافه شد. تا آنجا كه در برخى از سال ها سريال هاى كمدى بر كارهايى با مضامين ديگر سنگينى مى كرد.

امسال 4 سريال از تلويزيون پخش مي شود كه مضامين كمدى را كمتر مى توان در آنها سراغ گرفت. شايد اين اتفاق به دليل تأثير و استقبالى باشد كه سريال موفق «صاحبدلان» به كارگردانى محمدحسين لطيفى بر مخاطبان سال گذشته گذاشت.امسال شبكه هاى اول، دوم، سوم و پنجم همچون گذشته سريال هايى به مناسبت اين ماه عزيز توليد كرده اند و شبكه 4 نيز مطابق روال ساير برنامه هايش (كه مخاطب خاص را دنبال مىكند) برنامه هاى ويژه خود را پخش خواهد كرد. شبكه قرآن نيز سريال صاحبدلان سال قبل را تكرار ميكند البته با اين تفاوت كه تيتراژ فيلم حذف شده است! زيرا هر تيتراژي موسيقي دارد و به نظر مسوولين اين شبكه موسيقي حرام است!! حتي اگر موسيقي متن سريال مذهبي صاحبدلان باشد. بگذريم ...

امسال در شبكه اول سريال «اغما» به كارگردانى سيروس مقدم، در شبكه دوم «ميوه ممنوعه» از حسن فتحى، در شبكه سوم «يك وجب خاك» به كارگردانى على عبدالعلى زاده و در شبكه پنجم «شكرانه» از سعيد سلطانى روى آنتن مي رود.

 

شبكه اول: اغما

سيروس مقدم كارگردانى است كه در تلويزيون بسيار شناخته شده است. او مجموعه هايى مثل پليس جوان، بانويى ديگر، مهر خاموش، دريايى ها، ريحانه، پرواز در حباب و را ساخته كه بيشتر با سريال «نرگس» شناخته مى شود. فيلمنامه «اغما» را داريوش مختارى نوشته كه پيش از اين «يد بيضا» نام داشت.محل فيلمبردارى (لوكيشن) سريال مجتمع آموزشى و توانبخشى كودكان معلول عمل در زعفرانيه تهران به همراه يك باغ شخصى است.

ساخت سريالهايي با درون مايه اي شبيه به ماورايي براي ماه رمضان از چند سال پيش با سريالي از قاسم جعفري براي شبكه 2 كه دو هنرپيشه اصلي آن آقاي حميد گودرزي و خانم زهرا امير ابراهيمي بودند آغاز شد. البته اسم سريال را فراموش كردم . اين روند در سالهاي بعد نيز با سريالهايي مثل او يك فرشته بود و آخرين گناه و ... ادامه پيدا كرد و امسال اغما تقريبا راه آنها را ادامه مي دهد. مشكل اصلي سريال اغما تركيب شدن مذهب با خرافات است. و اين كار تنها به دليل حفظ جذابيت سريال و نشاندن بيننده جلوي صفحه تلويزيون است. متاسفانه بسياري از مخاطبان تلويزيون در ايران آن را مبرا از خطا و اشتباه مي دانند و سخن تلويزيون را بر خود حجت مي دانند. در چنين شرايطي فيلم سازان مسووليت سنگيني دارند ولي متاسفانه اغما نتوانسته است از پس اين مسووليت برآيد و به كرات خرافه را به جاي مذهب به مردم عرضه مي كند. در ايتدا تصور من اين بود كه موضوع اصلي اغما احتمالا نمايش زندگي بندگان خاص خدا است. ولي اكنون كسي كه بنده خاص خدا به نظر مي آمد شيطان از آب در آمده و اين را از قسمت هاي اول سريال در يكي از سكانس هاي بهشت زهرا و كلا نويسندگي عليرضا افخمي كارگردان او يك فرشته بود ميشد حدس زد. اغما هنوز كل ماجراي داستانش را رو نكرده. بنابراين فضاوت در مورد آن كمي زود است. از نكات مثبت اغما حضور امين تارخ پس از مدتي دوري از سينما و تلويزيون است. شيرين بينا نيز بازي بسيار بهتري نسبت به بازي قبلي خود در مجموعه سلام داشت.

 

شبكه دوم: ميوه ممنوعه

از حسن فتحى هر دوشنبه سريال «مدار صفر درجه» پخش مي شود. فتحى البته پيش از اين سريال هايى مثل پهلوانان نمى ميرند و روشن تر از خاموشى را داشته و شب دهم به عنوان يكى از پرمخاطب ترين سريال هاى سال هاى گذشته از نقاط قوت كار اوست.


سريال تلويزيونى «ميوه ممنوعه» شايد تلفيقى از دو قصه معروف شاه لير و شيخ صنعان باشد. فيلمنامه سريال را عليرضا كاظمى پور به همراه عليرضا نادرى نوشته است. بد نيست بدانيد كاظمى پور فيلمنامه «او يك فرشته بود» كه از شبكه 2 پخش شد را نوشته . اسماعيل عفيفه هم تهيه كننده اين سريال است. لوكيشن اصلي ميوه ممنوعه همان لوكيشن فيلم قرمز فريدون جيراني در زعفرانيه تهران است كه در اختيار شبكه دو قرار گرفته. ميوه ممنوعه نسبت به اغما از اشتباهات فني كمتري برخوردار است و در مجموع كمي خوش ساخت تر است. داستاني نسبتا جذاب دارد و بازي بازيگران و بازيگرداني آن نسبت به ديگر سريال ها اگرچه تفاوت چنداني ندارد ولي قابل قبول تر است.

بازي علي نصرييان از نقاط قوت سريال است ولي شخصيت پردازي امير جعفري در اين سريال تكراري است. اين شخصيت براي اولين بار در قاچ سمي زنده ياد رسول ملاقلي پور پرداخته شد و بعدها در فيلمهاي ديگري مثل مكس سامان مقدم نيز تكرار شد.

شبكه سوم: يك وجب خاك

شبكه سوم كه سال گذشته سريال پربيننده «زيرزمين» را روى آنتن داشت، امسال «يك وجب خاك» را ارائه مي دهد. اين سريال هم مثل زيرزمين با تهيه كنندگى بهروز مفيد آماده شده.


«يك وجب خاك» داستانى امروزى دارد و ماجراهاى مردى به نام افشارى است كه بازنشسته و معتمد محل است.

اولين چيزي كه در اين سريال نظر من را به خود جلب كرد تيتراژ ساسان توكلي فارساني بود كه مثل بيشتر كارهاي او كاملا قابل قبول است و با سريال هماهنگي دارد. بازي رضا بابك به عنوان نقش اول سريال خوب است و يوسف تيموري نيز بيشتر بار طنز مجموعه را به دوش مي كشد. نكته منفي شخصيت پردازي محسن قاضي مرادي است كه اگر چه دلنشين است ولي ده ها بار در انواع گوناگون فيلم ها و سريالهاي مختلف در سينما و تلويزيون تكرار و تكرار و تكرار شده است.

نكته ديگر در سريالهايي با درون مايه طنز استفاده از رذيلت هاي اخلاقي مانند دروغ ، تهمت ، رياكاري ، دو به هم زني ، زير آب زني و ... است كه براي افزايش بار طنز مورد استفاده قرار مي گيرد. اگرچه اين رذيلت ها از افرادي با نقش منفي بروز مي دهد ولي چون در كل مطبوع و دلنشين است در مخاطب اثري معكوس خواهد داشت و چنين رفتارهايي را در جامعه گسترش خواهد داد. البته خوشبختانه اين خصلت در يك وجب خاك بسيار كمتر وجود دارد.


شبكه پنجم: شكرانه

شبكه پنجم يا همان شبكه تهران كه سال گذشته سريال «بوى خوش زندگى» علي شاه حاتمي را روى آنتن داشت، امسال از سريالى به كارگردانى سعيد سلطانى بهره گرفته است. سلطانى كه آخرين سريال پخش شده او «سال هاى برف و بنفشه» در شبكه 3 سيما بود و سريالي مثل «پس از باران» را هم در كارنامه دارد، از داستانى براى سريالش بهره مى برد كه در ايران و تاجيكستان مى گذرد و عليرضا كهن ديرى سازنده موسيقى متن آن ملودى هايى را برگرفته از موسيقى سنتى ايران و تاجيكستان ساخته. از نكات مثبت شكرانه توجه به اشتراك هاي فرهنگي ميان دو كشور ايران و تاجيكستان به خصوص زبان است. شكرانه در مجموع كار درجه يكي نيست. بازي بازيگران تاجيك يه خصوص نقشهاي فرعي كاملا ابتدايي و بچگانه است. اين موضوع شايد به تهيه كننده و استفاده از بازيگران درجه 2 و 3 برگردد. از بازيگر خوبي مثل فرهاد قائميان نيز به درستي استفاده نشده است. استفاده از تكنولوژي پرده آبي به جاي سينه موبيل در سكانس هاي داخل اتومبيل در تاجيكستان كاملا مشخص است و توي ذوق ميزند. زمان پخش سريال نيز نامناسب است و اين ساعت پخش باعث شده است كه به جز شبكه استاني اصفهان ديگر شبكه هاي استاني مجبور شوند سريال را با يك روز تاخير نسبت به پايتخت پخش نمايند.

سال گذشته را خاطرتان هست؟ سفره هاى افطار بينندگان با مناجات و نيايش آغاز مى شد و با سريال ها ادامه پيدا مى كرد، تا آنجا كه پايان آخرين سريال به نيمه شب نزديك مى شد البته همه سريال ها بيننده داشت اما زير زمين و صاحبدلان بيشترين بيننده را داشتند. امسال دو سريال ميوه ممنوعه و اغما بهتر از ديگر سريال ها هستند ولي به طور كلي كيفيت سريالهاي امسال نسبت به سال گذشته افت كرده است. ساعت پخش سريالها نيز به نظر من چندان راضي كننده به نظر نمي رسد. در ميان شبكه هاي تلويزيون تنها شبكه دو و شايد تاحدودي شبكه پنج سريال هايي بهتر از سريال سال گذشته شان را پخش مي كنند. در سريالهاي ماه مبارك رمضان هميشه نوعي شتاب زدگي وجود دارد كه به كل كار صدمه ميزند. اميدواريم مسوولين صدا و سيما براي رمضان سال آينده از همين حالا برنامه ريزي كنند تا بتوانند در سال آينده برنامه هايي در شأن مخاطب ايراني و در شأن يك روزه دار ارايه كنند. چرا كه سريال هاي اين ماه از پر مخاطب ترين سريالهاي مناسبتي سال هستند و بهترين فرصت براي بالا بردن سطح سليقه عمومي مردم مي باشند.

+ نوشته شده توسط امین در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 11:8 |

((م مثل مادر)) آخرين ساخته مرحوم رسول ملاقلي پور انتخاب ايران براي شركت در بخش مسابقه مراسم اسكار خواهد بود.

ميم مثل مادر فيلمي است كه بر خلاف ديگر آثار ملاقلي پور تنها در حاشيه به جنگ مي پردازد موضوع اصلي آن مدح و ستايش مقام شامخ مادر است. ميم مثل مادر فيلم بدي نيست اما مشكلات و ضعف هاي هميشگي آثار ملاقلي پور در برخي قسمت هاي آن به چشم مي خورد. در مورد اين فيلم در آينده به طور مفصل صحبت خواهيم كرد.

در مراسم بزرگي چون اسكار به دليل رقابت شديد اشتباهات كارگرداني ناشي از كمبود دانش فني و مانند آن مي تواند براي يك فيلم بسيار گران تمام شود. از سوي ديگر اين فيلم ملودرام به شدت برانگيزنده احساسات پاك مخاطب است و اين مي تواند افراد بيشتري را جذب كند و در نظر داوران اسكار تاثير مطلوبي بر جاي گذارد.

در سالهاي گذشته تنها فيلم بسيار خوب بچه هاي آسمان ساخته آقاي مجيد مجيدي توانسته است در مراحل پاياني اسكار ظاهر شود. بنابراين به نظر من گرفتن اسكار توسط ميم مثل مادر كمي دشوار به نظر مي رسد.اگرچه در چند سال اخير كمتر فيلم خوب توليد شده است ولي شايد گزينه هاي بهتري مثل خون بازي مي توانستند جاي ميم مثل مادر را بگيرند.

در مجموع اميدواريم اين فيلم بتواند طلسم چندين و چند ساله را بشكند و جايزه اسكار را به كشورمان بياورد.

+ نوشته شده توسط امین در چهارشنبه چهارم مهر 1386 و ساعت 8:20 |

امین، متولد شیراز سال 1367 و دانشجوی رشته مهندسی عمران دانشگاه آزاد هستم. به فیلم و سینما و موسیقی علاقه مندم. زمانی تصمیم داشتم در کنکور هنر شرکت کنم و به رشته سینما بروم اما به دلایلی منصرف شدم.

هنر هفتم چهارمین وبلاگ من پس از وبلاگ های به سوی رستگاری، خاطرات یک کنکوری و چارچوب  است که در این بین تنها وبلاگ چارچوب به فعالیت خود ادامه می دهد.

زبان هنر هفتم نه محاوره ای است و فارسی نوشتاری معیار. چیزی است میان آن دو.

من در زمینه سینما تخصص خاصی ندارم. مطالب و نقدهای فیلم من غیر فنی و غیر کارشناسی و تنها برداشت شخصی من از یک فیلم هستند. نظر من بر هیچ کسی حجت نیست. قول می دهم تا جایی که بتوانم بی طرفانه قضاوت کنم.

+ نوشته شده توسط امین در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 9:23 |

اعلان

پدیده های جدید تماشایی سیمونوتوگراف که عوالم خارجی را به طور حرکت و تجسم نشان می دهد، به تازگی وارد شده و در خیابان ناصری در یکی از مغازه های جناب تاجر باشی نشان داده می شود.مقدم آقایان محترم از یک ساعت بعد از ظهر تا دو ساعت از شب گذشته در کمال احترام پذیرفته می شود.

(صور اسرافیل، شماره 26، پنج شنبه 21 ربیع الاول1326)

 

مظفرالدین شاه قاجار در سال 1900 میلادی در سفر فرانسه یک دستگاه سینماتوگراف می بیند و از این پدیده عجیب و غریب خوشش می آید. میرزا ابراهیم خان عکاس باشی به دستور شاه یک سینماتوگراف می خرد و به این صورت سینماتوگراف در اوایل سال 1297 شمسی وارد ایران می شود.

در بیشتر کشورهای دنیا سینماتوگراف از ابتدا یک وسیله تفریحی عامه پسند بوده و مردم کوچه و بازار را سرگرم می کرده. ولی در ایران سینما در ابتدا فقط در اختیار درباریان قاجار و اشراف بوده و در جشن های عروسی، ختنه سوران و مراسم شاد دیگر مورد استفاده قرار می گرفته و خاندان قاجار با آپارات های ابتدایی فیلم هایی را که از روسیه به ایران می آوردند نمایش می دادند و تفریح می کردند.

سینمای از پای بست ویران ایران تاریخ مغشوش و ناراحت کننده و دور و درازی دارد که در چند کتاب هم نمی گنجد، چه رسد به چند سطر. این سینما پس از گذراندن پستی و بلندی های بسیار زیاد و یک تغییر روند کلی در سال 1357 و بعد از پیروزی انقلاب به ما رسیده است. بر ماست قدمی هر چند کوچک در راستای پیشرفت آن برداریم.

+ نوشته شده توسط امین در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 8:10 |


Powered By
BLOGFA.COM


آمار وبلاگ گروه هنري آمار اين وبلاگ آمار وبلاگ چارچوب